تبليغاتX
گولش گل
شنبه چهارم اردیبهشت 1389 21:23

حاجی فیروز

نوشته شده توسط بیرنفر  | لینک ثابت |

شنبه چهارم اردیبهشت 1389 20:49

 

خوشحالی مؤمن باید در صورتش پیدا باشد (قرآن کریم)

  بهشت را برای کسانی که دل مومنین را شاد کنند مباح ساختیم. (حدیث قدسی)

نشانه آدمیان بهشتی تبسم همیشگی است. (رسول اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم)

بعد از سلامتی خنده بزرگترین نعمت خداست.(امام علی علیه‌السلام)

خنده و تبسم نشانه بارز خوشرویی است و آن موجب دوست یابی است. (امام علی علیه‌السلام)

خوشحال کردن قلب مومن از ده حجّ با ارزش‌تر است. (امام صادق علیه‌السلام)

نزد خداوند کافر خوشرو از مؤمن ترشرو عزیزتر است. (امام رضا علیه‌السلام)

هر که مؤمنی را از غم و اندوه شاد کند خداوند دل او را در روز قیامت شاد می‌کند. (امام جواد علیه‌السلام)

هیچ چیز مثل خوشرویی زندگی را شیرین نمی‌کند. (امام حسن عسگری علیه‌السلام)

خنده در بهبود روابط انسان بسیار موثر است.

خنده در طولانی نمودن عمر نقش موثر دارد.

خنده فشار خون را تعدیل می‌کند.

خنده سن افراد را کمتر نشان می‌دهد.

خنده زبان مشترک همه جهانیان است.

خنده هیچ هزینه‌ای ندارد.

خنده پیامی زیبا دارد و آن این است: به سوی من بیایید.

خنده ، خنده می‌آورد و مسری است.

خنده در هیچ حیوانی دیده نمی‌شود و مختص آدمی است.

خنده نقش درمانی دارد، آنقدر که در بیمارستان‌های امروزی اتاق خنده طراحی شده است.

خنده انبساط عروقی ایجاد می‌کند که در سلامتی موثر است.

خنده آنقدر مهم است که معمولا در هر درباری دلقکی ، هر روزنامه صفحه طنزی و هر شبکه تلویزیون فیلم کمدی است.

خنده در هر شرایطی امکان پذیر بوده و قابل دسترس است.

خنده گرفتن حمام اکسیژن و به قولی دویدن درجا است. (پزشک فرانسوی)

خنده با بازدم انجام می‌شود و این کار باعث می‌گردد CO2 از خون خارج شده و احساس مطلوبی ایجاد نماید.

خنده تعادل ظریف هورمونی ایجاد می‌کند.

خنده باعث افزایش هورمون کورتیزول شده و ایمنی بدن را در برابر بیماریها زیاد می‌کند.

خنده هورمون سروتونین را نیز افزایش داده احساس سرخوشی ایجاد می‌نماید.

خنده تعداد ضربان قلب (HR) را کاهش می‌دهد که در سلامتی موثر است.

خنده به دلیل شستن CO2 از خون و صورت را شفاف می‌کند.

خنده محبوبیت و جذابیت ایجاد می‌کند.

خنده شادی می‌آورد، همای طور که شادی خنده می‌آورد.

خنده قدرت یادگیری را افزایش می‌دهد. نقش خنده در کلاس‌های درسی و آموزشی فوق العاده است.

خنده نشانه رضایت از وضعیت موجود است.

خنده نوعی تخلیه روانی بوده تنشها و احساسات سرکوب شده را رها می‌سازد.

خنده آنقدر مهم است که عکاسان می‌گویند لبخند ، لبخند ، لطفا لبخند بزنید!...

خنده به‌دلیل انبساط عروقی ترمیم بافتهای آسیب دیده را تسهیل می‌نماید.

خنده از بیماریهای زخم‌معده و اثنی عشر جلوگیری می‌کند.

خنده کلسترول خون را کاهش می‌دهد.

خنده در پیشگیری از سکته قلبی و سکته مغزی بسیار موثر است.

خنده «دویدن بی‌حرکت» نام گرفته است و به این دلیل افراد لاغر را چاق و افراد چاق را لاغر می‌کند.

خنده باعث می‌شود که به دندانهایمان بیشتر توجه کرده و در نظافت آنها بکوشیم.

خنده سبب می‌شود دوستان بیشتری پیدا کنیم.

خنده زیاد ، مشکل فیزیولوژی ایجاد نمی‌کند چرا که خنده زیاد باعث افزایش ریزش اشک از چشم می‌شود و این نوع مکانیسم جبرانی یا دفاعی است که فشار خون مغزی را کاهش می‌دهد.

خنده بر خلاف تصور عموم چروک صورت را از بین می‌برد ولی اخم چین و چروک را زیاد می‌کند.

خنده باعث افزایش اندرفین مغز می‌شود که نوعی مورفین طبیعی است و باعث احساس سرخوشی و شادی می‌شود.

خنده تحمل دردهای جسمی را آسانتر می‌سازد. 5 دقیقه خنده از ته دل موجب 5 ساعت تسکین درد می‌شود.

خنده نشانه بارز اعتماد به نفس ، سلامت روان و احساس امنیت است.

خنده با افزایش سن نسبت عکس دارد متاسفانه هرچه سنمان زیادتر شود کمتر می‌خندیم.

خنده با افزایش تحصیلات دانشگاهی نسبت عکس دارد. متاسفانه هرچه افراد تحصیلکرده‌تر می‌شوند. کمتر و دیرتر می‌خندند.

خنده چنان است که مقدار آن در ادیان و ملتها و نژادهای مختلف متفاوت است.

طبق آمار با نشاط‌ترین مردم جهان مسلمانان می‌باشند.

خنده در بروز ایده‌های نو و خلاق موثر است.

خنده گرفتگی‌ها و کرامپهای عضلانی را برطرف می‌سازد.

خنده باعث رفع خستگی می‌شود.

خنده اولین رفلکس مثبت یک نوزاد است.

خنده از فاصله 45 متری قابل تشخیص است. سایر احساسات را از این فاصله نمی‌توان شناسایی کرد.

بگشا پسته خندان و شکر ریزی کن ........... خلق را از دهن خویش مینداز به شک (حافظ شیرازی)

بد و نیک هر دو ز یزدان بود ............ لب مرد باید که خندان بود (فردوسی)

خنده و تبسم صورت را زیبا می‌سازد.

اخم کردن کار اهریمنان است.

چهره خندان بیشتر در حافظه می‌ماند.

برای غلبه انسان بر دشواریها خداوند 3 روش در اختیار انسان قرار داده است. خواب - امید - خنده (پروفسور امانویل)

خنده بهترین دارو برای معالجه افسردگی است.

خنده به آزادسازی تنش و احساساتی که باعث افزایش استرس می‌شود، بدون استفاده از لغات کمک می‌کند.

خنده روحیه دشمن را ناراحت و ضعیف می‌کند پس می‌تواند سلاح هم باشد.

خنده خیلی زیاد و بی‌مورد دل را می‌میراند. (حضرت علی علیه‌السلام)

از پس از هر گریه آخر خنده است. (ایرانی)

خنده خون سالم تولید می‌کند. (ایتالیایی)

تبسم عمیق از شمشیر برنده‌تر است.(اسپانیولی)

دنیا مثل آینه است اگر در آن بخندی به تو می‌خندند. (انگلیسی)

خنده در برابر عصبانیت مثل یخ روی آتش است.(یونانی)

انسان خنده‌رو موفق‌تر است. (ژاپنی)

اگر از کسی چیزی می‌خواهید اول او را بخندانید. (محسن قرائتی)

انسان خنده‌رو از دنیا راضی‌تر است مثل من. (حمیدرضا ماهی‌صفت)

خندیدن ، تمایل به برتر جلوه کردن نیز می‌باشد.

خنده بر هر درد بی‌درمان دواست. (ایرانی)

یک تبسم شروع درایت است. (ماکسول ماتز)

جدی‌ترین آدمها کسانی هستند که می‌خندند و می‌توانند بخندانند. (فرانسوی)

تبسم دشمن را دوست می‌کند. (جرج نیکلا)

مرحوم عالم ربانی محمدباقر مجلسی در کتاب حلیه المتقین از مجمع‌الاحادیث روایات مختلف چنین نتیجه می‌گیرد که مؤمن می‌بایست عبوس و گرفته نباشد و گشاده‌رو و خندان باشد و قدری مزاح مطلوبست و در صورت قهقهه حتما بگوید «اللهم لاتمقتنی» یعنی خدایا مرا دچار غم و اندوه دامنگیر مگردان.

از ام حلیمه همسر گرامی رسول اکرم نقل شده است که ایشان حتی در خواب هم تبسم بر لب داشتند گویی نه سرما و نه گرما بر ایشان اثر نداشت.

 همیشه با لبی خندان زندگی دلپذیر داشته باشید.

 این ناقلاها دارن می خندن یا خمیازه میکشن

نوشته شده توسط بیرنفر  | لینک ثابت |

چرا اسب ها مي خندند؟ یکشنبه بیست و هفتم دی 1388 15:44

عکس: اسب ها می خندند

بدون شرح

نوشته شده توسط بیرنفر  | لینک ثابت |

از جامعه شناسی شادی تا مدیریت شادی دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 17:33

از ديدگاه جامعه شناسي، شادي به چه معناست؟
- در ابتدا نكاتي را در مورد شادي و رابطه آن با حوزه جامعه شناسي بيان مي كنم. مبحث شادي در حوزه جامعه شناسي اوقات فراغت قرار مي گيرد. با توجه به اينكه شادي حالتي است كه در فرد بروز و ظهور مي يابد، روان شناسي اجتماعي نيز به آن مي پردازد.
در جامعه شناسي اوقات فراغت، مبحث جامعه شناسي شادي، به بررسي تأثير روابط اجتماع بر شادي و ارتباط متقابلي كه شادي در روابط اجتماعي، طبقات و گروه هاي سني مختلف مي گذارد، پرداخته مي شود. مثلاً اينكه آيا شادي زن و مرد با يكديگر متفاوت است يا بايد متفاوت باشد؟ شادي شهري و روستايي داريم؟

به نظر مي رسد كه در نوع شادي هاي شهري و روستايي تفاوت وجود دارد. (فولكلور ممكن است هنر روستايي باشد كه هنر اصيل تري است، اما شادي شهري ممكن است شادي توده وار و نوعي شادي شكل نگرفته باشد) حتي شادي مي تواند طبقاتي باشد؛ مثلاً شما انواعي از مراسمي داريد كه گروه هاي مختلف، آن را برگزار مي كنند. تحقيقات نشان مي دهد كه در گذشته اين قضيه بسيار رسم بوده و شادي ها بيشتر، طبقاتي بوده اند. فرض كنيد من عضو طبقه متوسط رو به بالا هستم يا من يك بورژوا هستم، بنابراين از شركت كردن در مراسم موسيقي كلاسيك شاد و سرخوش مي شوم تا از رفتن به تماشاي مسابقه فوتبال. در گذشته حتي گفته مي شد كه فوتبال متعلق به طبقه كارگر است ولي به نظر مي رسد با تغييراتي كه در جوامع جديد صورت گرفته است اين نوع روابط نيز تغيير كرده است. يعني افراد بر اساس جنسيت، طبقه، مكان جغرافيايي و... شادي نمي كنند. ما در جريان جهاني شدن قرار گرفته ايم و همه اين موارد از اين قضيه تاثير پذيرفته اند. از بعد سياستگذاري اجتماعي نيز اتفاقاً شادي مسئله بسيار مهمي است؛ چرا كه تعريف شادي و سياست خيلي به هم نزديك است. سياستگذاران اجتماعي و روشنفكراني كه به اين مسئله مي پردازند بين اين دو تفاوت قائلند اما به طور كلي شادي را نوعي احساس سعادت مي دانند؛ چيزي كه از آن طريق، انسان احساس لذت كرده و به منبع سعادت دست پيدا مي كند. به نظر مي رسد هر قدر ملتي شادتر باشد، احساس رفاه بيشتري دارد. اگر توجه كنيد، مي بينيد كه رفاه را مي توان براساس يك بعد ذهني نيز تعريف كرد. بعضي افراد معتقدند شادي ها مي توانند كنش هايي احساسي باشند؛ پس در اين صورت مي توان شادي را به ۲ نوع تقسيم كرد. ۱. شادي از نوع احساسي و ۲. شادي از نوع واكنش شناختي. بايد توجه داشت كه به خصوص شادي هاي جمعي، شادي هاي شناختي تري هستند چرا كه اگر چه بيشتر آنها ابداعي و ساختگي بوده اند، اما در طول مدت زمان بسياري باقي مانده اند. به نظر من شادي هاي جمعي، زندگي بخش تر هستند و به همين جهت شما مي توانيد در بعضي موارد، شادي هاي جمعي را در مقابل سوگواري هاي جمعي، غم هاي جمعي نيز قرار دهيد. سرخوشي اي كه يك مراسم شاد ملي و مذهبي به شما مي دهد، شايد همان سرخوشي را شما از طريق شركت در سوگواري هاي مذهبي نيز دريافت كنيد؛ يعني هر دو اين موارد، زندگي بخش هستند (برخلاف عقيده بعضي از افراد كه به نظر من، با فهمي دروني به جامعه و رسومات آن نمي پردازند). در بعضي از سمينارهاي خارجي به برگزاري مراسم مذهبي توسط زنان مسلمان (مثلاً برگزاري سفره هاي مذهبي، ختم ها و روضه خواني ها) اشاره شده و آنها را ناشي از حزن آلودبودن و غمگين بودن جامعه مي دانند در صورتي كه اتفاقاً آن اشكي كه به صورت جمعي در اين مراسم ريخته مي شود، زندگي بخش است و اين گونه افراد از اين طريق سعادت مي جويند و به دنبال كسب نوعي سعادت و رفاه هستند. شما ممكن است تمام نيازهاي اساسي و مادي را تهيه كنيد و بر اساس معيارهاي مرسوم بگوييد يك فرد، گروه يا جامعه در رفاه هستند، اما اگر شما افراد را از دسترسي به چيزهايي كه برايشان واجب است و نياز دارند- مثلاً ابراز شادي- بازداريد، خواهيد ديد كه اين جامعه حتي با داشتن خيلي از تسهيلات مادي در رفاه نيست. نمونه ملموس اين قضيه، اتحاد جماهير شوروي بود كه افراد به راحتي نمي توانستند مراسم ملي، مذهبي و سنتي خود را انجام دهند و بايد كاري را انجام مي دادند كه مثلاً حزب يا چارچوب ايدئولوژيك به آنها مي گفت. در نتيجه، اين جامعه علي رغم داشتن رفاه مادي، احساس رفاه نمي كند.
پس در بعد سياستگذاري هاي اجتماعي، شادي به خاطر نقشي كه در بهزيستي و رفاه دارد، از اهميت بسياري برخوردار است. مقولات ذهني باعث مي شوند حتي با وجود رفاه مادي، افراد احساس بدبختي كنند. مثلاً اگر تيم ملي كشور ببازد، افراد احساس بدبختي مي كنند اگر چه از لحاظ دسترسي به مسكن، شغل و تغذيه مشكلي نداشته باشند.
نكته اي كه دوست دارم اكنون به آن بپردازم اين است كه در جامعه شناسي بدن كه به خودآگاهي بدن مي پردازد، يكي از راه ها اين است كه افراد براي بهبود خودشان (كسب رفاه مادي يا درمان بيماري) ديگر به سمت روش هاي علمي و زيست پزشكي (كه فرد را بدون در نظر گرفتن روح و شخصيتش مورد درمان قرار مي دهند) نروند. در دوره جديد، افراد به طب هاي جايگزين و مكمل روي مي آورند. در اينجا يكي از شيوه هايي كه به آن پرداخته مي شود، شيوه self healing است (يعني ارتباط جسم و روح در جهت شفاي بيماري ها). از اين طريق مي توان پذيرفت كه شادي به طور كلي مي تواند ابعاد جديدي پيدا كرده و از طريق سرخوش كردن روح به جسم هم كمك كند تا بعضي از بيماري ها از بين بروند. به همين جهت است كه در حوزه جامعه شناسي بدن، اشك و لبخند به يك ميزان مي توانند در بهبود بيماري ها مؤثر واقع شوند.
* پس به نظر شما شادي و غم هر دو بر سلامتي افراد، تأثيرگذار هستند؟
- به طور كلي بله اما بايد توجه داشت كه هر نوع شادي و غمي نمي تواند چنين تأثيري داشته باشد. به نظر من، شادي هاي جمعي و شادي هاي محله اي را بايد از شادي هاي توده اي و شادي هاي فردي جدا كنيم. عموماً شادي هاي فردي و شادي هاي توده اي خطرناك هستند زيرا عنصر خودكنترلي در آن وجود ندارد. مثلاً در گذشته مراسم چهارشنبه سوري (يا هر مراسم شادي بخش ديگري) چون به نحو جمعي انجام مي گرفت، آيين جمعي محسوب شده و آيين جمعي نيز يكي از ويژگي هايش، سنتي بودن و غير مخرب بودن آن است. اما وقتي آييني به صورت شخصي باشد، هيچ كنترلي بر آن وجود نداشته و مخرب است. در همين رابطه آنتوني گيدنز معتقد است آيين هاي شخصي- چه از نوع سرخوش كننده و چه از نوع غم آور،- از نقطه هاي تاريك مدرنيته محسوب مي شود.
آيين هاي شخصي- از جمله دسترسي به اينترنت يا هر مورد ديگري- ممكن است باعث سرخوشي و احساس شادي در فرد شود، به طور مكرر يك رفتار انجام گيرد و جنبه اعتياد پيدا كند اما وقتي اجراي مراسم جشني به طور سالانه، ماهانه و مكرر انجام گيرد، هيچ گاه جنبه اعتياد پيدا نمي كند؛ چرا كه در آن عنصر وسواس و اجبار وجود ندارد اما در اعتياد شخصي به بعضي مسائل و عناصر، وسواس و اجبار وجود داشته و براي جامعه بسيار خطرناك است؛ چرا كه رفتار را شكل مي دهد و ابعاد بيروني نيز براي اجتماع دارد. حتي مي توان گفت اثر آن بر سياست هاي آموزشي و بهداشتي تعيين كننده است. مثلاً ممكن است كشيدن سيگار براي فردي لذت بخش باشد اما از آن جلوگيري مي شود؛ نوعي لذت فردي است كه به اجتماعي آسيب مي رساند. نكته بسيار جالب اينجاست كه شما هيچ گاه نمي توانيد چيزي را سراغ داشته باشيد كه به نحو جمعي و به عنوان يك سنت، انجام شود و ضرر داشته باشد. چون خود آن جمع، اثرات مخرب آن سنت جمعي را كنترل مي كنند. پس اگر شادي جمعي اي را مي بينيد و احساس مي كنيد كه به نوعي در حال خطرناك شدن است (مثلاً همين استفاده از مواد محترقه در چهارشنبه سوري) بدانيد اين نوع شادي، احتمالاً شادي جمعي و سنتي اي است كه كم كم به سمت شادي توده اي و بي شكل سوق پيدا كرده است. شايد به دليل ازبين رفتن نهادهاي سنتي و شادي بخش، محله ها و... باشد كه شادي هاي جمعي نيز به شادي هاي توده اي و خطرناك تبديل شده اند. اينجاست كه بايد به اين انديشيد كه چطور مي توان به طرح توسعه محله اي پرداخت كه به ساماندهي شادي هاي محلي نيز بينجامد. به نظر من همان طور كه ضروري است خدمات شهري از طريق شهرداري و محلات انجام شود، در مورد شادي هاي جمعي نيز بايد همين تدبير انديشيده شود.
در اين قسمت ذكر اين نكته را ضروري مي دانم كه شادي هاي جمعي محله اي به دليل اينكه سازمان يافته و براساس قواعد جمع كنترل مي شود، ديگر ويژگي آسيب و تخريب ندارد.
بايد اشاره كنم كه شادي هاي خانه محور و خصوصي نيز به همان اندازه شادي هاي توده اي براي جامعه مخرب هستند. در ايران شادي هاي خصوصي نيز وجود دارد كه به علت عدم وجود هيچ گونه كنترل بر آنها، خطرناك هستند. راهكار كنترل اين شادي هاي مخرب اين است كه بايد براي انجام و برگزاري جمعي جشن هاي ملي و سنتي اجازه داده شده و امكاناتي نيز براي اجراي آن فراهم شود. در غير اين صورت، شادي هاي توده اي به سمت شادي هاي خانگي سوق مي يابد كه به نظر من بسيار خطرناك تر است. البته ممكن است از بعد اجتماعي مضر نباشد اما در بلندمدت براي جامعه بسيار مخرب خواهد بود؛ چون شما هيچ گونه آگاهي اي- حتي از ميزان خسارت وارده در شادي هاي خصوصي- نداريد.
* نقش شادي در روابط اجتماعي چيست و چه تاثيري بر فعاليت هاي افراد و روحيه جمعي جامعه مي گذارد؟
- اگر شادي هاي جمعي و غيرمضر انجام شوند، تقويت كننده بعضي از روابط اجتماعي هستند. اين نوع شادي ها مانند تمامي اعمالي كه در هر جامعه به قوام آن جامعه كمك مي كنند، مي توانند به روابط آن جامعه نيز كمك كرده و باعث سرخوش شدن افراد جامعه شوند. اين جزو كاركردهاي سنتي لازم و ضروري براي جامعه است. ممكن است در طي زمان، بعضي از اين كاركردها از بين برود ولي چون جامعه به سمت مقولات خاصي مي رود و طالب لذت و رفاه بيشتر است، اعمال سنتي در جامعه جديد تقويت شده و مردم، بيشتر به آن توجه مي كنند؛ چرا كه سرخوش كننده و رفاه دهنده است. مدرن ترين دولت، دولت رفاه است. اين دولت، دولتي است كه سعي مي كند تا حد امكان، منابع سعادت در اختيار تمامي افراد قرار دهد. يعني با پيش بيني وقايع خطرناك در آينده سعي كند افراد را بيمه كرده و زير چتر رفاهي خود قرار دهد. مسائل شادي در زمره مقولات رفاه ذهني است. درست است كه دولت هاي رفاه براي قابل اندازه گيري بودن خدماتشان، به مقولات رفاهي علمي توجه مي كنند، اما هم در مباحث سياستگذاري و هم در مباحث بررسي هاي جامعه شناختي، به مقولات رفاه ذهني توجه مي شود.
* شما فكر نمي كنيد شادي هاي جمعي بر هم زننده نظم و آرامش جامعه هستند؟
- يك شادي جمعي كه از سنت ها استخراج شده باشد، نه تنها برهم زننده نظم و آرامش جامعه نيست بلكه لازمه نظم و قوام اجتماعي نيز هست. اين نوع شادي به هيچ وجه برهم زننده نيست، چون ويژگي هاي خاصي دارد. ۱- آيين جمعي است؛ اگر آيين شخصي بود، بر هم زننده بود و اگر ما مي بينيم كه شادي هاي جمعي بر هم زننده نظم مي شوند، به دليل آن است كه شكل توده اي به خود گرفته اند. افرادي كه در آن شركت مي كنند از گروه هاي مشخصي نيستند و از گروه هاي بي شكل هستند. مثلاً گروه هاي مختلفي از مكان هاي مختلفي به يك محله مراجعه مي كنند. اين تجمع، حالت شادي جمعي را پيدا نمي كند ولي اگر در يك محله كه افراد شناخت بيشتري نسبت به هم دارند، يك جشن و شادي جمعي برگزار شود، همه افراد تقريباً يكديگر را مي شناسند و نوعي كنترل خود، كنترل محله و كنترل جمع وجود دارد. البته بعضي از مشكلات نيز غيرقابل اجتناب بوده و به دليل پيچيده شدن جوامع، شما قادر به پيشگيري از آن نيستيد، ولي اگر نوعي سامان محله اي براي برگزاري شادي هاي جمعي به وجود بيايد، بسياري از مشكلات، قابل پيشگيري است. مثلاً موردي كه من خود در انگلستان ديدم، مربوط است به مراسمي مربوط به هندوها (كه بسيار شبيه چهارشنبه سوري در ايران بود). در آنجا ما از يك هفته قبل از برگزاري جشن و مراسم آتش بازي، صداي ترقه مي شنيديم، ولي هيچ خسارتي هم به كسي وارد نمي شد. مواد محترقه هم وجود داشت و با اينكه دولت وظيفه خود مي دانست كه بر ورود و خروج و توليد اين مواد كنترل داشته باشد، ولي وقتي به اين نوع از استفاده مي رسيد، ديگر چون مسأله اي سنتي و جمعي است، به افراد، امر و نهي نمي كرد. واقعاً خسارتي نيز وارد نمي شد. علت اينكه خسارت وارد نمي شد اين بود كه اين مراسم به نحو محله اي انجام مي شد و تمام اين هماهنگي ها با استفاده از انجمن هاي مدني انجام مي گرفت. مثلاً دولت انگليس به فرهنگ هاي چندگانه اهميت داده و به افراد و گروه هاي مذهبي مختلف اجازه مي داد اجتماعات خود را داشته باشند و آنها را حمايت مي كرد. حمايت كردن نيز به اين علت است كه گروه هاي بي شكل- كه از آن ياد كرديم- شكل نگيرند. در اينجا ديگر من كه مسلمان بودم در مراسم گروه هاي ديگر شركت نمي كردم؛ همان طور كه اگر جامعه ما نيز دست به ساماندهي محله اي نسبت به برگزاري برخي شادي ها از جمله چهارشنبه سوري بزند، توده هاي بي شكل ايجاد نشده و با كنترلي كه افراد روي برگزاري مراسم دارند، اتفاق خطرناكي نيز نخواهد افتاد. ساماندهي محله اي باعث مي شود كه افراد خود هر محله- كه هم فكر و هم رده هستند- به شادي جمعي بپردازند و بر جمع خود كنترل داشته و بنابراين هيچ اتفاق مضري پيش نيايد. مي توانيم بگوييم شادي هاي توده اي كه اين رفتارهاي بي شكل از دسته هاي بي شكل بروز مي كند، آسيب رسان خواهد بود. به نظر من علت اين قضيه نيز به رشد يا عدم رشد گروه هاي يك جامعه مدني بازمي گردد.
* چه تدابيري مي توان براي داشتن جامعه اي شاد انديشيد؟
- در جامعه جديد راهكارهايي كه به يك نظام محله اي و رفاه جامعه محور (از طريق توسعه محله اي) بينجامد، بسيار كمك كننده خواهد بود. من اين قضيه را به صورت بومي كشور خودمان مطرح مي كنم. در ايران هنوز بعضي از مقوم هاي جامعه محلي وجود دارند؛ مثلاً مسجد هنوز به عنوان يك محور در يك محله باقي است. ما بايد اين را با رشد سازمان هاي غيردولتي كه مي توانند بعضي از اين اجتماعات را به وجود آورند، تلفيق كنيم. اين نوع حركت و سياستگذاري به نظر من، هم مي تواند ارائه دهنده خدمات مختلف شهري و محله اي باشد و هم مي تواند با برنامه ريزي در آينده، مراسم سنتي و آيين هاي جمعي را به نحو اصيل تري برگزار كند. اين قضيه امكان پذير است و به نظر، هيچ راه ديگري نداريم. ضمن اينكه در جهان جديد ارتباطات و وسايل ارتباط جمعي بسيار مهم هستند. به نظر من مسائلي مثل چهارشنبه سوري، مسائلي نيستند كه يك هفته قبل از اجراي آن، بتوانيم به طور كامل به آن بپردازيم. در جوامع ديگر تا آنجايي كه من ديدم، مثلاً اگر در ميانه لندن جامائيكايي ها كارناوال هاي مختلفي راه مي انداختند، حتي هفته ها و ماه ها قبل از اجراي مراسمشان در تدارك برگزاري مراسم بوده و همكاري بين گروه هاي محلي و دولتي (نيروهاي نظم دهنده) وجود داشت. اين همكاري هاست كه نتايج خوبي خواهد داشت. به نظر من دولت بايد برنامه ريزي هاي ميان مدتي را در اين رابطه داشته باشد؛ ضمن اينكه نقش دستگاه هاي ارتباطي نيز در اين ميان بسيار مهم است. به نظر من بايد براي آگاهي سازي در شادي هاي حوزه عمومي، دستگاه هاي ارتباطي در طول سال نيز به اين مسائل بپردازند تا آگاه سازي آنها تاثير بيشتري داشته باشد. علاوه بر اين، براي نتيجه دادن اين امر بايد همكاري بين دولت و مردم وجود داشته باشد. همكاري سازمان يافته دولت و مردم (همكاري مردم با دولت از طريق تشكل هاي غيردولتي، انجمن ها و...) بسيار نتيجه بخش خواهد بود. براي مديريت شادي و اجراي آن در جامعه بايد شهرداري ها يا دولت در هر محله با انجمن هاي آن محله ارتباط برقرار كرده و هر دو با يكديگر همكاري كنند تا موفقيت حاصل شود. در حقيقت بايد مديريت اجتماع را با همكاري خود اجتماع به نتيجه رساند. شادي اصيل و رفاه را دولت رفاه نمي تواند به تنهايي انجام دهد. راه سومي ها و امثال گيدنز معتقدند كه دولت بايد نقش نظارت كننده قوي داشته باشد، ولي بدون كمك گرفتن از مردم نمي تواند اين كار را انجام دهد.
* به نظر شما جامعه ما، جامعه اي شاد است؟
- به طور روشن نمي توانم پاسخ اين سؤال را بدهم؛ چون اظهارنظر قطعي نياز به تحقيق و ارائه آمار دارد اما به نظر من عناصر زيادي (با مايه هاي سنتي) در جامعه ما وجود دارند كه مي توانند زندگي بخش باشند. به نظر مي رسد مديريت شادي لازم باشد. بعضي ها مي گويند شادي هايي چون چهارشنبه سوري چون زودگذر هستند نه نياز به برنامه ريزي دارند و نه مديريت. اگر از آنها بپرسيد چرا اين شادي ها زودگذرند، مي گويند چون اين شادي ها يك روز يا يك شب در سال هستند! اما به نظر من شادي هايي چون مراسم چهارشنبه سوري به هيچ وجه زودگذر نيستند. اين شادي ها از نوع شادي هاي اصيل هستند.
* نقش خانواده در جلوگيري از آسيب هاي اجتماعي ناشي از عدم ابراز شادي و داشتن روحيه اي افسرده چيست؟
- چون در اين سؤال، شما آسيب هاي اجتماعي را در كنار شادي آورديد، بايد بگويم لزوماً جامعه اي كه شاد است، جامعه اي نيست كه در آن آسيب هاي اجتماعي وجود نداشته باشد، چون خود همين شادي ها نيز ممكن است آسيب زا باشد (مثلاً شادي هاي شخصي).
در اينجا نقش خانواده بسيار مهم است. همان طور كه گفته شد، ما شادي هايي را مهم و زندگي بخش مي دانيم كه شادي هايي جمعي باشد. خانواده از جمله نهادهايي است كه مي تواند به اين روند كمك كند. به همان اندازه كه جامعه از شادي هاي اصيل دور مي شود، شادي غيراصيل و آسيب زا مي شود.
اگر خانواده ايراني باشد و قوام و كاركرد داشته باشد، شما مي توانيد بعضي از شادي ها را به خانواده بسپاريد، ولي ممكن است خانواده اين توانايي را نداشته باشد و چون كنترل درستي بر ابزار اين شادي ها ندارد، بنابراين شايد غيراصيل و آسيب زا مي شود.
* آيا بايد براي جلوگيري از آسيب و صدمه به جامعه، مراسمي چون چهارشنبه سوري را حذف كنيم؟
- جواب من قطعاً منفي است. با اين كار در حقيقت مسأله نظارت نيز حذف مي شود. اين شادي چون اصيل است قابل حذف نيست. به نظر من برخوردها بايد نظارتي باشد تا خودكنترلي تقويت شود و نياز به برنامه ريزي بلندمدت دارد. به نظر من امنيت دادن به اين قضيه بايد به صورت نامحسوس و از طريق ساماندهي گروه ها انجام شود.
* آيا مي توانيم شادي ها را مديريت كنيم؟
- چهارشنبه سوري در حال حاضر، به نوعي انفجار هيجان و شادي هاي حبس شده تبديل شده است. متاسفانه بيشتر افراد از پيشينه تاريخي و فلسفه وجودي آيين هاي ملي مختلف- از جمله چهارشنبه سوري- اطلاعي ندارند. با تفحص و مطالعه در مورد جزئيات و چرايي برگزاري اين آيين ها، مي بينيم كه بسياري از اين جشن هاي ملي زيبا _ از جمله چهارشنبه سوري- به هيچ وجه جنبه آسيب يا تخريب نداشته، بلكه فقط بهانه اي بوده اند براي شادي هاي جمعي و دوري از روحيه غمگين ناشي از مشكلات روزگار. متاسفانه در حال حاضر مي بينيم جشن چهارشنبه سوري از شكل سنتي اش بسيار فاصله گرفته و به نوعي تخريب و آسيب رساني تبديل شده است. انواع ترقه ها و وسايلي كه به طور آني منفجر مي شود و مي تواند در تخليه شادي يك نوجوان يا جوان، كمك كننده باشد، گاه براي سلامتي استفاده كننده و كساني كه در اطراف او هستند، تهديدي جدي به شمار مي آيد. ديگر از آن رسم هاي پرمعنايي كه به آن اشاره شد، هيچ خبري نيست. وسايل تشكيل دهنده براي برگزاري جشن، فقط و فقط ترقه هايي است در انواع مختلف كه سر و صداي زيادي ايجاد مي كنند! كافي است در شب چهارشنبه سوري در خيابان هاي شهر قدم بزنيد. آنگاه بعيد است اگر در يك مسير كوتاه، حداقل ۳ تا ۴ ترقه زير پاي شما انداخته نشود. سر و صداي ناشي از انفجار اين ترقه هاي ريز و درشت- آنگاه كه در دست هر يك از جوانان و نوجوانان محله، چند تايي از آنها موجود باشد- سرسام آور است، اما آيا تا به حال از خود پرسيده ايم چرا بايد سرانجام برگزاري چنين جشن باشكوهي، اين چنين شود؟ جشني كه قدمتي ديرينه داشته و حتي با خواندن جزئيات برگزاري آن در گذشته، انسان شادي و نشاط خاصي را احساس مي كند! پاسخ ، به كاستي هاي موجود در جامعه برمي گردد.
آيا تا به حال از خود پرسيده ايم چرا كشوري چون كشور ما كه داراي بافت جمعيتي بسيار جواني است (بيش از ۳۳ ميليون جوان)، برنامه ريزي و مديريت جامعي براي اجراي مراسم شادي جمعي و در نتيجه افزايش نيروي نشاط و روحيه كار و فعاليت در جامعه ندارد؟ چرا در جامعه ما به مسأله شادي مردم كه مسأله اي حياتي و مهم است، نگاهي سراسر جرم گونه و منفي مي شود؟ بايد توجه كرد كه ساماندهي شادي هاي ملي- مانند چهارشنبه سوري- نه تنها سبب آسيب اجتماعي نمي شود، بلكه سبب كنترل بسياري از آسيب هاي اجتماعي و همچنين افزايش روحيه نشاط و شادابي در زندگي روزمره تمامي افراد جامعه خواهد شد. بنابراين آسيب شناسي و مديريت شادي در جامعه ما مسأله اي بسيار ضروري است كه با داشتن برنامه ريزي دقيق، مي تواند به تغيير و تحولات بنيادين در احوالات و رفتارهاي تمامي افراد منجر شود. در اينجا راهكارهايي جهت مديريت شادي در برگزاري مراسم چهارشنبه سوري پيشنهاد مي شود:
۱- در نظر گرفتن مكان هايي كه با شهر و مناطق مسكوني فاصله داشته باشد و هدايت افراد به اين اماكن براي اجراي مراسم
۲- توليد و توزيع ابزارهاي مختلف تفريح و شادي به صورت علمي و استاندارد
۳- وضع قوانين و آموزش افراد مجري آن براي برخورد صحيح با افراد در مراسم شادي
۴- اطلاع رساني و آگاهي دادن به افراد- به خصوص جوان ها- در مورد فلسفه وجود آيين ها و جشن هاي ملي، همچون چهارشنبه سوري

در اين صورت است كه مي توان با تدبير و برنامه ريزي لازم، نه تنها چهارشنبه سوري و ساير جشن هاي ملي را حذف يا كمرنگ نكرد، بلكه فرصتي مناسب ايجاد كرد تا تمامي افراد بتوانند در كنار هم اين مراسم زيبا را با كمترين آسيب برگزار و روحيه اي شاد پيدا كرده، به تخليه هيجان بپردازند.

http://www.aa-saeidi.com/course/archives/000256.php

نوشته شده توسط بیرنفر  | لینک ثابت |

كدام ملت شادتراست یکشنبه دهم آبان 1388 11:32

براساس آخرین اطلاعات جهانی درباره احساس شادی در مردم جهان، ساکنان کاستاریکا، سالهای بیشتری در زندگی شادند و مردم زیمبابوه سال‌های کمتری، شاد زندگی می‌کنند.

قدردانی مردم از زندگی در کشورهای مختلف با استفاده از شاخصی عینی به نام «سال‌های شاد زندگی» اندازه‌گیری می‌شود که به‌ وسیله دانشگاه ایراسماس در هلند ساخته‌‌شده‌است.

یافته‌ها، حاصل از داده‌های زمینه‌یابی است که در نمونه‌های جمعیت عمومی کشورهای مختلف بدست آمده‌است.

این شاخص ترکیبی از دو شاخص «امید به زندگی» و «رضایت از زندگی» است که نشان می‌دهد یک فرد در کشوری معین به طور متوسط چند سال از عمرش را شاد زندگی می‌کند.

«امید به زندگی» متوسط طول عمر افراد در یک جامعه است و پیشرفت‌های مهم بهداشتی و پزشکی در دهه‌های اخیر در افزایش این نرخ نقش اساسی داشته‌اند و «رضایت از زندگی» نیز شاخصی است که میزان خشنودی فرد را در پیوستاری از 0 تا 10 نشان می‌دهد.

رده‌بندی کشورها به‌طور دوره‌ای در سایت اطلاعات پایه جهانی درباره شادی منتشر می‌شود. آخرین رده‌بندی، 148 کشور را دربر دارد و بیش از 95 درصد جمعیت دنیا را شامل می‌شود.

مردم کاستاریکا توانستند اولین مقام این دسته‌بندی را با متوسط 66.7 سال شاد در زندگی بدست آورند و زیمبابوه با دستیابی به 12.5 سال شاد در رده آخر قرار گرفت.

کشورهای کاستاریکا، ایسلند، دانمارک، سویس و کانادا به‌ترتیب در بالاترین جای فهرست (از 66.7 تا 64.0 ) و موزامبیک، توگو، تانزانیا، بروندی و زیمبابوه در پایین‌ترین آن (درفاصله 16.4 تا 12.5) جای گرفتند.

در این رده‌بندی ایران کمی پایین‌تر از میانه مقیاس(42) قرار گرفت چرا که سال‌های شاد زندگی ایرانیان به طور متوسط 40.9 سال بود. این برآورد تنها کمی پایین‌تر از شاخص کشور ترکیه (41.4 ) و بیشتر از سایرکشورهای همسایه ایران (افغانستان 19.0، پاکستان 32.5، عراق31.1 ، تاجیکستان 33.8 )بود.

کشور‌های پیشرفته‌ای مثل امریکا 58.0، بریتانیا 56.9، آلمان 55.2، و فرانسه 52.8 نیز در رده‌های نسبتاً بالا جای‌گرفتند اما بین 10 کشور برتر نبودند.

جالب این‌جاست که مردم چین در این میان با کسب 45.5 سال شاد در حد میانی مقیاس و روسیه با 36.3 سال در رده‌ای پایین‌تر از میانه قرار گرفتند.

پیش‌بینی می‌شود این یافته‌ها در کنفرانس جهانی سازمان همکاری و توسعه اقتصادی که درفاصله 27 تا 30 اکتبر در کره جنوبی در جریان است ارائه شود. این کنفرانس روی شاخص‌های پیشرفت اجتماعی متفاوت از تولیدات داخلی ناخالص تمرکز دارد و نرخ «سال‌های شاد زندگی» می‌تواند به‌عنوان یک شاخص جایگزین در این زمینه مطرح شود.

نوشته شده توسط بیرنفر  | لینک ثابت |

همیشه لبخند بزنید یکشنبه یکم شهریور 1388 16:21

 ۱.لبخند جذابتان می کند..

همه ما به سمت افرادیکه لبخند می زنند کشیده می شویم. لبخند یک کشش و جذبه فوری ایجاد می کند. دوست داریم نسبت به آنها شناخت پیدا کنیم..

2. لبخند حال و هوایتان را تغییر می دهد..

دفعه بعدی که احساس بی حوصلگی و ناراحتی کردید، لبخند بزنید. لبخند به بدن حقه می زند..

3. لبخند مسری است..

لبخند زدن برایتان شادی می آورد. با لبخند زدن فضای محیط را هم شادتر می کنید و اطرافیان را مانند آهن ربا به سمت خود می کشید..

4. لبخند زدن استرس را از بین می برد.

وقتی استرس دارید، لبخند بزنید. با اینکار استرستان کمتر می شود و می توانید برای بهبود اوضاع وارد عمل شوید..

5. لبخند زدن سیستم ایمنی بدن را تقویت می کند..

به این دلیل عملکرد ایمنی بدن تقویت می شود که شما احساس آرامش بیشتری دارید. با لبخند زدن از ابتلا .به آنفولانزا و سرماخوردگی جلوگیری کنید.

6. لبخند زدن فشارخونتان را پایین می آورد..

وقتی لبخند می زنید، فشارخونتان به طرز قابل توجهی پایین می آید. لبخند بزنید و خودتان امتحان کنید.

7. لبخند زدن اندورفین، سروتونین و مسکن های طبیعی بدن را آزاد می کند.

تحقیقات نشان داده است که لبخند زدن با تولید این سه ماده در بدن باعث بهبود روحیه می شود. می توان گفت لبخند زدن یک داروی مسکن طبیعی است.

8. لبخند زدن چهره تان را جوانتر نشان می دهد..

عضلاتی که برای لبخند زدن استفاده می شوند صورت را بالا می کشند. پس نیازی به کشیدن پوست صورتتان ندارید، سعی کنید همیشه لبخند بزنید.

9. لبخند زدن باعث می شود موفق به نظر برسید..

به نظر می رسد که افرادیکه لبخند می زنند اعتماد به نفس بالاتری دارند و در کارشان بیشتر پیشرفت می کنند..

10. لبخند زدن کمک می کند مثبت اندیش باشید..

لبخند بزنید.. حالا سعی کنید بدون از بین رفتن آن لبخند به یک مسئله منفی فکر کنید. خیلی سخت است. وقتی لبخند می زنیم بدن ما به بقیه بدن پیغام می فرستد که "زندگی خوب پیش می رود". پس با لبخند زدن از افسردگی، استرس و نگرانی دور بمانید.  

پس....همیشه لبخند بزنید.
 

                                            http://www.asriran.com/fa/pages/?cid=79528
نوشته شده توسط بیرنفر  | لینک ثابت |

کودک خندان شنبه بیست و نهم فروردین 1388 15:10

کلیپ کودک خندان

روی لینک زیر کلیک کنید:

http://www.youtube.com/watch?v=UjXi6X-moxE

نوشته شده توسط بیرنفر  | لینک ثابت |

همیشه شادان! شنبه بیست و نهم فروردین 1388 14:27

LOL

دراصطلاح اینترنت یعنی خنده یامطلب فکاهی وخنده دارملاحظه بفرمائید:

 

آخر!

 

نوشته شده توسط بیرنفر  | لینک ثابت |

خنده به درمان ديابت کمک مي‏کند شنبه بیست و نهم فروردین 1388 12:10
  خنده به همراه درمانهاي رايج تاثير قابل توجهي در وضعيت بهبودبيماران ديابتي ايجاد مي کند.به نوشته روزنامه اينترنتي روسي ايزوستيا دانشمندان امريکايي پس از يک سال تحقيق در خصوص تاثير شوخي و خنده بر بيماران به اين نتيجه جالب رسيده اند.


گروهي از محققان دانشگاه لاما لينداي کاليفرنيا به سرپرستي لي برک متخصص پيشگيري از بيماريها و استنلي تين متخصص سرطان طي سخناني در کنفرانس جامعه فيزيولوژيستهاي امريکا در نيواورلئان نتيجه بررسيهاي خود را اعلام کردند.
بر اساس اين گزارش تاثير خنده بر سلامتي انسان از بيست سال پيش مورد توجه دانشمندان قرار گرفته است. در سالهاي هفتاد نورمان کازينس نويسنده و خبرنگار با انجام ازمايش روي خود توجه مردم را به اين مسئله جلب کرد و از تاثير برنامه هاي طنز تلويزيون بر درمان بيماري اش خبر داد.
لي برک و همکارانش در سال هزار و نهصد و هشتاد اعلام کردند خنده تاثير مثبت بسيار زيادي بر جسم انسان دارد و موجب افزايش هفتاد و دو درصدي هورمونهاي بتا اندروفين مي شود که با بهبود روحيه در ارتباط هستند و بر اثر ان هورمون مسئول بهبود سيستم ايمني انسان هم هشتاد و هفت درصد بيشتر مي شود.


علاوه بر اين انها متوجه شدند که خنده ميزان هورمونهاي مرتبط با اضطراب و هورمونهاي کورتيزول و ادرنالين را که روي سيستم ايمني تاثير دارند کاهش مي دهد.

هبرک و تين در تازه ترين تحقيقات تاثير خنده را بر بيماران ديابتي که در معرض خطر نابينايي، اسيب قلبي و عروقي و ساير بيماريهاي مربوط به سيستم عصبي و ايمني قرار دارند مورد بررسي قرارداده و متوجه شده اند که خنده موجب افزايش ميزان کلسترل مفيد مي شود که بر خلاف کلسترل مضر خطر بيماريهاي قلبي عروقي را در حد قابل توجهي کاهش مي دهد.


دانشمندان طي اين ازمايش بيست فرد مبتلا به ديابت و فشار خون را به دو گروه تقسيم کردند که هر دو تحت درمان معمولي ديابت و فشار خون قرار داشتند اما گروه دوم روزي سي دقيقه برنامه فکاهي تماشا مي کردند.در پايان ازمايش يعني پس از دوازده ماه محققان مقدار هورمونهاي استرس و کلسترل مضررا در بدن داوطلبان اندازه گرفتند و متوجه شدند ميزان انها در اعضاي گروه دوم کمتر است و در حالي که کلسترل مثبت در بدن انها بيست و شش درصد افزايش يافته اين افزايش در گروه دوم تنها سه درصد است.
به اين ترتيب دانشمندان معتقدند افزودن خنده به روشهاي استاندارد درمان استرس و ديابت موفقيت انها را در حد قابل توجهي افزايش مي دهد.

http://alef.ir/1388/content/view/43954
 
 

 

نوشته شده توسط بیرنفر  | لینک ثابت |

 

 

[21 Feb 2009]   [ ترجمه: فرشته آل‌علی]

 دلم گرفته! مثل یک ابر سیاهم، پر از باران و بغض، دلم گرفته، خسته‌ و دلتنگم و زندگی برایم شبی شده بی‌ماه و بی‌ستاره؛ اما نه! نمی‌خواهم این‌گونه باشم. می‌خواهم بخندم به زندگی و بخندد زندگی به من. ولی چگونه؟ راز شاد زیستن را که می‌داند؟ راه شاد زیستن را که می‌تواند برایم هجی کند؟ ...
اگر شما دل‌گرفته‌اید و می‌خواهید (این نکته خیلی مهم است: خواستن) شادی به دلتان و زندگی‌تان و حتی اطرافیانتان راه پیدا کند باید بدانید حتما زندگی شما نیازمند یک تغییر است؛مثل فرشی زیبا که تکانی می‌خواهد تا گردگرفتگی از رویش بلند شود. با این نوشته همراه شوید به شرط آنکه بخواهید حالتان خوب شود و زندگی‌تان تغییر یابد! بدون شک همه آدم‌ها معتقدند که تغییر و تحول خوب است اما مطمئن باشید وقتی دنیای ما آدم‌ها حسابی در هم پیچ می‌خورد و از کنترل خارج می‌شود بیشتر ما اصلا نمی‌دانیم از چه راهی وارد شده و تغییر ایجاد کنیم تا دوباره همه چیز مانند روز اول شود. اغلب وقتی اوضاع و احوال فکری و خلاصه کل زندگی اجتماعی، خانوادگی و شغلی ما آدم‌ها درگیر مشکلاتی شده و به هم می‌ریزد به تنها چیزی که احتیاج داریم یک تغییر اورژانسی است تا دوباره اعتماد به نفس، خوش‌بینی و امید را به زندگی برگردانیم.
● آغوشی باز برای تغییری دلپذیر
در راهکاری جدید، «دوره ۳۰ روزه اول» پیشنهاد می‌شود. یعنی وقتی مشکلی در زندگی پیش می‌آید که روال آن را به هم می‌زند (از طلاق و تغییر شغل گرفته تا رنگ کردن منزل و یا اسباب‌کشی) حداقل به یک دوره یک ماهه نیاز است تا آدم‌ها تغییراتی در خود و روند زندگی‌شان ایجاد کنند و بتوانند در ماه‌های بعدی مشکلات کمتری را تحمل کنند. به نظر متخصصان روان‌شناسی، تغییر، جزو ثابت زندگی آدم‌هاست و باید یاد بگیریم آن را با آغوش باز بپذیریم چون این با ارزش‌ترین راهکاری است که می‌تواند به شما کمک کند زندگی‌تان را بیش از پیش دوست داشته باشید. برای اینکه بتوانید تغییراتی را در زمان مناسب ایجاد کرده و آن را با موفقیت‌ طی ‌کنید تا زندگی شادتری داشته باشید، این ۹ راهکار را تجربه کنید. مطمئن باشید با انجام این روش‌ها مسیر را تا انتها با موفقیت طی خواهید کرد؛ به شرط آنکه سعی کنید در ۳۰ روز اول این روش‌ها را به کار بگیرید.
۱) در گام اول باید در مورد زندگی، خودتان و تغییرات آن باورهای مثبت داشته باشید. طرز فکر خوش‌بینانه اولین ابزاری است که برای گذر از تغییر به آن احتیاج دارید و اگر تا به حال خوش‌بین نبوده‌اید حتما آن را به خانه دلتان دعوت کنید. ممکن است خودتان تغییری را که برایتان اتفاق افتاده انتخاب نکرده باشید اما می‌توانید باورهایتان را در مورد آن انتخاب کنید و این موضوع کاملا در دست خودتان است. برای آنکه بتوانید ذهنتان را در چنین شرایطی به سمت مثبت حرکت دهید از خودتان سوالاتی بپرسید که همه آنها با اگر شروع شود: اگر من باور قلبی داشته باشم که اوضاع بهتر می‌شود چه؟ اگر چرخه زندگی در این تغییر در نهایت به نفع من باشد چه؟ اگر این بحران به وجود آمده بهترین زنگ خطری باشد که مرا بیدار کرده است چه؟ به این ترتیب حتی به ظاهر بدترین و سخت‌ترین اتفاقات به نظر شما جنبه مثبت و خوش‌بینانه پیدا خواهد کرد و راحت‌تر از بحران عبور می‌کنید. در این شرایط به خودتان بگویید تغییرات همیشه ثمرات خوبی در زندگی من به همراه داشته است. این قاعده را قبول کنید: زندگی فراز و نشیب‌ بسیار دارد. ورشکستگی‌، از دست دادن عزیزان، به هم خوردن برنامه‌های شغلی، تشخیص بیماری لاعلاج و... اگر چه تحقیقات نشان می‌دهد تطابق با اتفاقات منفی به زمان بیشتری نیاز دارد اما تغییرات مثبت و دلخواه هم با چالش‌هایی همراه هستند. برای مثال بچه‌دار شدن و یا کاهش وزن تغییری مطلوب است اما مشکلات خاص خود را دارد و چه بخواهیم و چه نخواهیم تمام این تجربیات ما را خسته و آزرده می‌کند اما حتی سخت‌ترین و دردناک‌ترین تغییرات در نهایت ثمراتی را در زندگی شما به همراه خواهد داشت و گاهی این ثمرات مشهود است و گاهی مدت‌ها و حتی سال‌ها طول می‌کشد تا به آن پی ببرید بنابراین وقتی با مشکلی روبه‌رو شدید فوری به یاد مشکلات گذشته و ثمرات مثبت آن بیفتید. برای مثال ممکن است شغل مورد نیاز خود را پیدا نکرده باشید اما در عوض وقتی وارد محیط کاری دیگری شدید در آنجا با همسرتان آشنا شده و ازدواج کرده باشید.
۲) سعی کنید بارها و بارها این جملات را تکرار کنید: من مقاوم، قوی و توانمند هستم و می‌توانم هر مانعی را پشت سر بگذارم. وقایعی را که پشت سر گذاشته‌اید به یاد بیاورید: مرگ همسر، به دنیا آوردن سه قلوی شیطان و پرکار، بیماری طولانی مادر و مواردی از این قبیل. در تمام این وقایع لحظاتی است که نشان می‌دهد شما توانسته‌اید آنها را پشت سر بگذارید.
۳) حالا یک نفس عمیق بکشید و به خودتان بگویید: من قدرتمند و مقاوم‌تر از قبل با مشکل جدید روبه‌رو خواهم شد. برای آنکه مقاومت‌تان را به یاد بیاورید یک شرح حال از تغییرات سابق تهیه کنید و قدرت خود را در حل و فصل مشکلات بنویسید تا در مواقع لازم به شما روحیه بدهد.
۴) باید به این باور برسید که عواطف و احساسات‌تان که موارد منفی را هم شامل می‌شود یک راهنما به حساب می‌آید: یعنی باید آنها را بشناسید و بعد می‌توانید عواطف مثبت را جایگزین آنها کرده و به این ترتیب تغییر و بحران را پشت‌سر بگذارید. به عنوان مثال، ترس قدم به قدم با تغییر همراه است و اگر آن را نادیده بگیرید حذف نمی‌شود و اتفاقا برعکس یعنی باید عواطف منفی مانند ترس، گناه و بی‌صبری را حس کرده، آنها را بشناسید و بعد عواطف مثبت را جایگزین کنید. نادیده گرفتن افکار عواطف منفی، بیشترین ضربه را به شما زده و کاملا شما را از پا درمی‌آورد. به عنوان مثال وقتی برای اولین بار فرزندتان را به مهد کودک می‌فرستید ترس از این کار شما را فرا می‌گیرد. بخش عمده‌ای از این ترس در خودتان است که تنها مانده‌اید. پس وقتی با واقع‌بینی این ترس را شناختید حالا افکار مثبت را به کار بگیرید. می‌توانید کمی آزاد و راحت باشید، استقلال پیدا می‌کنید و می‌توانید کارهای معوقه‌تان را تمام کنید.
۵) این اصل را به یاد بسپارید که هر چه سریع‌تر تغییر را انتخاب کرده و بپذیرید ناراحتی و سختی آن کمتر می‌شود. زندگی مانند یک رودخانه طویل است و همه ما سوار بر یک قایق بر این رودخانه شناوریم. می‌توانیم به یک تخته سنگ بچسبیم و راه را ادامه ندهیم. می‌توانیم با عصبانیت و تعصب به سمت خلاف رودخانه پارو بزنیم و سعی کنیم به جایی برگردیم که رسیدن به آن امکان‌پذیر نیست، یا می‌توانیم پاروها را رها کنیم و انتظار داشته باشیم قایق به هر کجا که ما مایلیم حرکت کند! حالا به این سوالات جواب دهید. آیا نپذیرفتن تغییر به معنی رها کردن پاروها نیست؟ آیا جنگ و نبرد با تغییرات به ما کمکی می‌کند؟ با رها کردن پاروها زندگی ما به یک تخته سنگ می‌چسبد و از حرکت بازمی‌ماند.
۶) از سوالات و کلماتی استفاده کنید که به شما قدرت بدهد. بهتر فکر کنید و بگذارید احساسات‌تان بروز کند. اگر هر روز صبح بیدار شده و بگویید: عجب زندگی نفرت باری دارم و یا امکان ندارد اوضاع بهتر شود، به تدریج این عبارات منفی را باور می‌کنید و انعکاس آن را در زندگی خود می‌بینید.
۷) وقتی حس کنید و باور قلبی داشته باشید که به یک قدرت برتر مرتبط هستید روحتان آرامش پیدا می‌کند. در زمان بروز تغییر باید جایگاه معنوی عمیقی را درون خودتان پیدا کنید و به خداوند پناه ببرید چون اوست که ورای همه قدرت‌هاست و تغییر نمی‌کند. بعد روحی شما در این شرایط به تقویت نیاز دارد.
۸) سعی کنید با افرادی ارتباط داشته باشید که در شرایط بحرانی به شما کمک کنند، خوش‌بین باشید و به این ترتیب محیطی فراهم کنید تا در شرایط بروز تغییر از شما حمایت شود. صحبت با افرادی که مشکلات مشابه داشته‌اند نیز بسیار کمک‌کننده است. در چنین شرایطی آدم‌ها فکر می‌کنند تنها هستند و این مشکل فقط برای آنها به وجود آمده است. قبول کنید که در چنین شرایطی به کمک احتیاج دارید و هیچ‌کس کامل نیست و نمی‌تواند به تنهایی از عهده مشکلات برآید. پس از افرادی که واقعا توانایی کمک دارند استفاده کنید.
۹) برنامه‌ریزی کرده، وارد عمل شوید و مراقب خودتان باشید. گاهی برای گذر از تغییرات حتی یک عملکرد به ظاهر کم‌اهمیت می‌تواند کمک‌کننده باشد.
افسوس خوردن و یا در رویا فرو رفتن شما را از هدف دورتر می‌کند. پس با بررسی دقیق اوضاع، وارد عمل شوید و از بحران به بهترین نحو عبور کنید. ضمن اینکه مواظب باشید با عجله و بدون برنامه‌ریزی عمل نکنید تا مشکلی جدید برایتان ایجاد نشود.
دیگران را هم دوست بدارید
وقتی قرار است با تغییری تازه روبه‌رو شوید خودمحوری را کنار بگذارید چون در این صورت تنها چیزی که می‌بینید خودتان است. این طرز فکر مغایر تغییرات مثبت است. اگر جزو آدم‌هایی باشید که فقط به خود و منافع شخصی‌شان فکر می‌کنند با بروز مشکل و تغییری تازه، به شدت آسیب می‌بینید. باید افکاری نوعدوستانه داشته باشید. کمک به سایر آدم‌ها و در نظر گرفتن مشکلات دیگران روحتان را تغذیه می‌کند، خودمداری را از شما گرفته و در شرایطی که به کمک احتیاج دارید از نیروهای مثبت سایر افراد نوعدوست بهره‌مند می‌شوید. روح انسان‌دوستی و مددکاری داشته باشید تا بتوانید با هر تغییری به راحتی روبه‌رو شده و از آن بگذرید.

 

http://www.ayandeh.com/page1.php?news_id=5044

نوشته شده توسط بیرنفر  | لینک ثابت |